فسیل زنده (عجیب تر از علم)

 و در خلال یک ساعت که سایر کارگران معدن، با دیدگان از حدقه درآمده به تماشا ایستاده بودند، کرمها به آرامی در اطراف تونل روی زمین می خزیدند. مدیران معدن، این کرمها و سنگ مربوطه را برای اداره معادن امریکا فرستادند و چند هفته بعد، نامه ای دریافت داشتند که طی آن نوشته شده بود:
«از آنچه فرستاده اید چیزی فهمیده نشد.»
زیرا آنچه معدن چیان از چگونگی واقعه گزارش داده بودند، به هیچ وجه با عقل جور در نمی آمد و هیچکس نمی توانست آن را باور کند!
در سال 1892 نیز در معدن معروف «لانگ فلو» (Long fellow) در نزدیکی «کلیفتن» (Clifton) واقع در ایالت «آریزونا» از میان یک قطعه سنگ آهن، سوسکی به رنگ خاکستری میال به قرمز پیدا شد. وقتی این سنگ آهن شکسته شد و این سوسک از درون تابوت آهنی اش بدست آمد، آن را به زمین شناسی بنام پرفسور «ز. ت. وایت» (Z.T. White) در «الپاسو» (El Paso) تحویل دادند. او آنرا روی تکه کاغذی قرار داد و سپس درون جعبه مخصوص نگهداری انواع فسیل ها که در کتابخانه اش بود گذاشت. در حدود یک هفته پس از آنکه این پدیده عجیب از معدن بدست آمده بود، جنبشی در این سوسک مشاهده کرد.
پرفسور«وایت» با ذره بین به مطالعه آن پرداخت و مشاهده کرد که یک سوسک کوچک، از درون کالبد این حشره عجیب، خارج شد. بی درنگ همکارانش را فراخواند تا شاهد این حرکت شگفت انگیز باشند. سوسک جوان را درون یک تنگ بلورین انداخت و این جانور مدت هفت ماه در آنجا زندگی کرد. سرانجام هر دو نمونه، یعنی هم سوسک اصلی و هم بچه سوسک که از درون آن خارج شده بود، به انستیتو «اسمیتسن» (Smithson) واقع در «واشنگتن» تحویل داده شد تا به دیگر نمونه های شگفت انگیز ملحق گردد.
در سال 1873 در معادن زغال سنگ «الماس سیاه» واقع در کوهستان «دایبلو» (Diablo) در نزدیکی «سانفرانسیسکو» واقعه دیگری نظیر این رخ داد. کارگران معدن، یک قورباغه بزرگ کشف کردند، که در میان لایه ای از سنگ آهک قرار داشت. در حقیقت، وقتی آن را با دقت بیرون آوردند، جای بدن حیوان روی سنگ نقش بسته بود. هم قورباغه و هم سنگ آهک مربوطه را به سطح زمین آوردند، و قورباغه تقریباً یکروز زندگی کرد. این جانور، ظاهراً نابینا بود و فقط قادر بود یک پای خود را به آرامی حرکت دهد. هنگامیکه این جانور در گذشت، آن را همراه با مقبره اش به آکادمی علوم «سانفرانسیسکو» اهدا کردند و این پاسخ دندان شکنی بود به آنهائی که معتقد بودند چنین چیزی هیچگاه نمی تواند اتفاق بیفتد.
فسیل های زنده معمولاً در عجیب ترین مکان های بدست می آیند. مثلاً در اکتبر سال 1893 هنگامی که دو برادر بنامهای «بران» (Brown) و «هال سامیل» (Hall Sawmill) در «اکتون» (Acton) واقع در «انتاریو» (Ontario) سرگرم اره کردن یک درخت کاج تناور بودند تا آن را به قطعاتی ببرند، ناگهان در وسط تنه درخت، لکه سیاه رنگی مشاهده کردند. دست از کار کشیدند و به دقت به نقطه سیاه رنگ نگریستند و دریافتند که تکه ای فلز است که در میان چوب قرار گرفته و به دنده های اره گرانبهای آنها نیز آسیب وارد ساخته است. بجای این فلز، آنها یک ورقه نازک از چوب را بریدند و در کمال تعجب دیدند که سر و کله یک قورباغه کوچک پیدا شد و اگر اندکی بی احتیاطی به خرج داده بودند، بدن این جانور با اره به دو نیم می شد. حفره ای که این حیوان در آن قرار داشت، کاملاً نرم و صاف بود و بیشتر به یک نیمکره شباهت داشت و چنین به نظر می رسید که این قورباغه، درون آن به تقلا پرداخته بود. درخت کهنسالی که آنها بریده بودند، در حدود دویست سال قدمت داشت و نقطه مورد نظر در ارتفاع تقریباً 18 متری زمین قرار گرفته بود و این قورباغه در میان چوب سختی به ضخامت 75 سانتیمتر محصور بود.
تاکنون گزارش های متعددی درباره پیدا شدن قورباغه های زنده در مکان های عجیب از جمله در میان سیمان، ثبت شده است ولی واقعی بودن پاره ای از این موارد جای بحث دارد.
یکی از موارد مستند و در عین حال بسیار عجیب، مربوط به بلوک های عظیم سنگی از جنس خارا است که در سال 1829 از زیر آبهای لنگرگاهی در«لیورپول» (Liverpool) واقع در انگلستان بیرون کشیده شد. هنگامی که می خواستند یکی از این سنگها را بریده و از آن پلکان جدیدی بسازند، ناگهان قورباغه کوچکی در میان آن پیدا شد.

 این جانور، مدت چند ساعت زنده ماند. با ناتوانی کوشید چند بار بالا بیاید، و سرانجام برای همیشه بزیر آب فرو رفت. دانشمندان انگلیسی که این قورباغه و حفره ای را که در آن قرار داشت، مورد مطالعه قرار دادند، فقط سرهای خود را تکان دادند و از هر گونه اظهار نظری عاجز ماندند. آنها چاره ای جز این نداشتند.

 

نویسنده ی موقت: م.خزاعی

/ 5 نظر / 16 بازدید
الیاس

با عرض سلام و تشکر از مدیریت موقت که تا مهر زحمت آژدیت وبلاگ و به عهده گرفتن اما ان شا الله از مهر مدیریت اصلی وبلاگ آقای محمود آبادی این مسئولیت و به عهده می گیرند.

محمد رضا

وای عجب مطلب جالبی .خدا بخیر کنه

سپنتا

سلام.بابا این همه فسیل زنده!!! پشت میز قدرتشون فسیل شدند.[نیشخند] خارج از شوخی مطلب جالب بود.[متفکر]

سروش مقصودی

از مطلب قشنگنون ممنون .... منم این تودیع و معارفه رو تبریک میگم و امیدوارم آقای محمود آبادی هم فعال و سرزنده کارشون رو شروع کنن و شاهد مطالب قشنگشون باشیم ... با آرزوی موفقیت ...